شفافسازی فعال در تأمین اجتماعی در برابر سکوت انفعالی در بنیاد مستضعفان
وقتی یک مدیر به نام مصطفی سالاری در مقام ریاست سازمان تـأمین اجتماعـی تخلف ۴۰ میلیاردی را افشا میکند و دیگری به نام حسین دهقان در مقام ریاست بنیاد مستضعفان کشور که در خصوص تخلف ۲۰ میلیارد تومانی سکوت را ترجیح میدهد
به گزارش فرصت رسانه: در روزهایی که موضوع فساد و تخلف مالی بیش از همیشه ذهن افکار عمومی را درگیر کرده، نوع واکنش مدیران عالی به این تخلفات میتواند سرنوشت اعتماد مردم را رقم بزند.
افشای داوطلبانه تخلف ۴۰ میلیاردی توسط سالاری در سازمان تأمین اجتماعی، در تضاد آشکار با سکوت حسین دهقان درباره پرونده ۲۰ میلیارد تومانی بیمه سینا قرار دارد.
این تفاوت رفتاری، دو الگوی متضاد حکمرانی را به نمایش گذاشت: شفافسازی فعال در برابر پنهانکاری انفعالی.
سالاری و افشای ۴۰ میلیارد تومانی؛ پیشدستی در شفافسازی
سازمان تأمین اجتماعی بهدلیل گستردگی خدمات، ارتباط مستقیم با میلیونها بیمهگذار، و حجم بالای منابع مالی، همواره در معرض حساسیت افکار عمومی بوده است.
در چنین شرایطی، طبیعی است که هرگونه تخلف مالی در این سازمان، میتواند بازتابی گسترده و حتی بحرانی داشته باشد. سالاری در اقدامی کمسابقه، شخصاً از تخلف ۴۰ میلیارد تومانی پرده برداشت.
او بدون آنکه تحت فشار رسانهای یا افشاگریهای بیرونی قرار گیرد، تصمیم گرفت موضوع را علنی کند. این انتخاب چند پیام مهم داشت: پیشدستی در شفافسازی به جای لاپوشانی یا انتظار برای فشار رسانهها، ارسال پیام انضباطی به مدیران زیرمجموعه مبنی بر اینکه مدیرعامل نه تنها از تخلفات چشمپوشی نمیکند و بالعکس خود افشاگر آن خواهد بود، تقویت نسبی اعتبار شخصی در افکار عمومی بهعنوان مدیری که در برابر فساد سکوت نکرده است. این رویکرد موجب شد بخش قابل توجهی از جامعه بیمهشدگان و بازنشستگان، با وجود انتقادهای جدی به عملکردهای دیگر سازمان، حداقل در این مورد سالاری را صادقتر از بسیاری مدیران پیشین ارزیابی کنند.
دهقان و سکوت درباره ۲۰ میلیارد تومانی در بیمه سینا
در نقطه مقابل، بنیاد مستضعفان و پرونده تخلف در هلدینگ مالی و سرمایهگذاری سینا قرار دارد. بر اساس گزارشها، شرکت بیمه سینا مبلغی حدود ۲۰ میلیارد تومان را به یک مشاور بهعنوان «حقالزحمه» پرداخت کرده است؛ آن هم با مجوز رسمی مدیرعامل وقت هلدینگ، امیرمحمد رحیمی.
این موضوع از همان ابتدا پرسشهای جدی درباره ماهیت قرارداد، ضرورت پرداخت، و شفافیت فرآیند ایجاد کرد.
اما واکنش رییس بنیاد مستضعفان، یعنی حسین دهقان، سکوت کامل بود. نه توضیح رسانهای داده شد، نه گزارشی از برخورد انضباطی با مدیران متخلف منتشر شد، و نه حتی موضعی رسمی در برابر افکار عمومی اتخاذ شد.
یکی از فعالان رسانهای اقتصادی در این باره نوشت: «وقتی رییس بنیاد مستضعفان درباره تخلف ۲۰ میلیاردی زیرمجموعهاش حتی یک جمله نمیگوید، چه انتظاری میتوان از مدیران میانی داشت؟ سکوت در برابر فساد، خودش نوعی چراغ روشن به تداوم فساد است.»
این سکوت، بهویژه در برابر پرسشهای جدی رسانهها، بهعنوان نشانهای از بیاعتنایی به شفافیت و حتی حمایت ضمنی از مدیران متخلف تعبیر شد.
تفاوت نهادی: تأمین اجتماعی vs بنیاد مستضعفان
برای درک بهتر این دو رفتار، باید به تفاوت ساختاری دو نهاد توجه کرد:
سازمان تأمین اجتماعی نهادی عمومی است که ارتباط مستقیم با مردم دارد.
بیمهشدگان، بازنشستگان و کارگران، هر روز با این سازمان سر و کار دارند. بنابراین فشار اجتماعی و سیاسی برای شفافیت بسیار بالاست.
حتی اگر مدیری بخواهد سکوت کند، ساختار سازمان و حساسیت افکار عمومی چنین اجازهای نمیدهد.
بنیاد مستضعفان اما نهادی فرادولتی و نیمهحاکمیتی است.
این بنیاد برخلاف تأمین اجتماعی، الزام چندانی برای پاسخگویی عمومی احساس نمیکند.
منابع آن مستقیماً از مردم دریافت نمیشود، و همین باعث میشود فشار اجتماعی برای شفافیت بهمراتب کمتر باشد.
به همین دلیل، سکوت حسین دهقان نه تنها امکانپذیر بود، بلکه در چارچوب سنت مدیریتی بنیاد، رفتاری «طبیعی» تلقی میشود.
پیامدهای مدیریتی و افکار عمومی
این دو رویکرد نتایج متفاوتی برای اعتبار شخصی مدیران و جایگاه نهادی سازمانها داشت: سالاری با افشای داوطلبانه تخلف ۴۰ میلیاردی، توانست تصویری از خود بهعنوان مدیری که در برابر فساد سکوت نمیکند بسازد و در مقابل حسیت دهقان با سکوت در برابر تخلف بیمه سینا، در عمل تصویر مدیری را ساخت که نسبت به شفافیت بیاعتناست.
یک کارشناس مدیریت دولتی در جمعبندی این دو رفتار گفت: «شفافیت در ایران هزینه دارد، اما پنهانکاری هزینه بیشتری دارد. سالاری هزینه شفافیت را پذیرفت، دهقان هزینه سکوت را به افکار عمومی و سهامدارن تحمیل کرد.»
دو پرونده همزمان در تأمین اجتماعی و بنیاد مستضعفان، بهخوبی نشان داد که نوع مواجهه مدیران عالی با تخلفات زیرمجموعهها، تفاوتی اساسی در اعتماد عمومی ایجاد میکند. سالاری با افشای پیشدستانه تخلف ۴۰ میلیاردی، الگویی از شفافسازی فعال ارائه کرد. دهقان با سکوت در برابر تخلف ۲۰ میلیارد تومانی در بیمه سینا، تصویری از انفعال و پنهانکاری به جا گذاشت. این دو رفتار، در واقع مرز میان دو نوع حکمرانی را ترسیم میکنند: حکمرانی مبتنی بر پاسخگویی و شفافیت در برابر حکمرانی مبتنی بر پنهانکاری و سکوت.
در نهایت، تجربه نشان میدهد که حتی در فضای مدیریتی ایران، که شفافیت همواره با محدودیتها و هزینهها همراه است، انتخاب مدیر میتواند تعیین کند که افکار عمومی او را بهعنوان افشاگر فساد بشناسد یا پنهانکننده تخلف.
