شلیک به قلب اقتصاد
يادداشت: راهکارهایی برای عبور از بحران فعال سازی ماشه
زمزمههای نگران کننده ای از محافل مختلف برای مقابله با فعال سازی مکانیسم ماشه توسط غرب به گوش میرسد که در صورت تبدیل شدن به راهبرد، میتواند بنیانهای اقتصادی و اجتماعی را با خاک یکسان کند.
به گزارش فرصت رسانه: در یادداشتی سلیم ثنائی کارشناس اقتصاد و رسانه نوشت: از دست دادن چند امتیاز در مهمترین رقابتها همیشه به مفهوم باخت نیست و حرفهای در چنین موقعیت با بهرهگیری از ابزار صبر و مدارا و همچنین چاشنی هوشمندی از بحرانها عبور میکنند و نتیجه پایانی را به نفع خود ثبت میکنند.
بازیگران اقتصاد کشور باید در گام نخست این حقیقت را بپذیرند که عصری جدید در بخشهای تولید، صادرات، واردت و خدمات آغاز شده و پیمودن مسیرهای از پیش تعیین شده به هیچ مقصد امنی منتهی نخواهد شد.
پارلمان خصوصی صنعت بیمه پس از فعال شدن مکانیسم ماشه باید به بازیگر نقش اول صنعتی مبدل شود که بازیگران پیشین آن به هر دلیلی ممنوع الفعالیت شده اند و نقش آفرینی آنان میتواند به بازارهای هدف، لطمه وارد کند.
نخستین راهبرد در زمان بازگشت تحریمهای کمرشکن، میتواند ایجاد فضای امن و آرام برای سرمایه گذارانی باشد که در تلاطم شدید اقتصادی به بازارهایی نظیر مسکن و ارز و طلا، اعتماد ندارند و به مارکت کم ریسک تری فکر میکنند.
طبیعی است در چنین وضعیتی، عرضه بیمه نامههای سنتی و جامانده از نرخ تورم، نمی شود انتظار داشت که دخل و خرج صنعت بیمه از همخوانی کافی برخوردار باشد و بنابراین جذابیت بخشی به امر بیمه گری، تنها راه حل ممکن خواهد بود.
ایجاد جذابیت در بازارهای مالی که پیش از این در صنعت بانکداری و بورس نیز تجربه شد و سپردههای بانکی به سمت صندوقهای درآمد ثابت و گاه با ریسکهای متغیر، هدایت شد یکی از روشهای کاربردی است که صنعت بیمه را از این خلسه و خمودگی و همچنین شوک ناشی از بازگشت تحریمها، نجات میدهد.
آنچه مسلم است بخش خصوصی واقعی در صورت رهایی از قید و بندهای دولت و خلاصی از قواعد دست و پاگیر سیاستهای حاکمیتی، میتواند از مرزهای تحریمی عبور کرده و ضمن تقویت بنیه مالی خود به آرامش فضای اقتصادی و اجتماعی کشور نیز کمک کند.
اعتماد حاکمیت به بخش خصوصی در عصر استیلای مکانیسم ماشه دیگر یک «انتخاب» نیست بلکه یک اجبار است که میتواند کام دولت و ملت را همزمان شیرین کند.
آنچه امروز تهدید علیه امنیت به شمار میآید رفتارهای فراتر از قانون و آیین نامهها نیست که به دلیل شرایط ویژه کشور با آن مواجه میشویم بلکه اظهارنظرهای غيركارشناسي است که با القای بی اثر بودن مکانیسم ماشه، آگاهانه یا ناآگاهانه، ایران را به در بحرانی غیرقابل مهار، گرفتار خواهند کرد.
بازگشت تحریمها قطعا بر تمامی معادلات اقتصادی در زمین و آسمان و دریا، اثر خود را بر جا میگذارد و اگر درک درستی از واقعیت موجود نداشته باشیم بی تردید تاوان سنگینی را پس خواهیم داد.
تن دادن به «خودتحریمی اندیشه» و «گریز از واقعیتهای اقتصادی» دستاوردی جز نابودی به دنبال ندارد و هر کس که به قواعد تازه بازی، پایبند نباشد شکست خورده بزرگ این میدان خواهد بود.
